ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

258

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

الشأن سمّو المكان نوّاب ملّا إبراهيم خان رضوان و غفران مآب والى كشمير شده ، و آن مرحوم جمعى از اعلام زمان از ولايت ايران نزد خود براى تأليف كتاب پنج بياض ابراهيمى طلبيده در سنهء يك هزار و كسرى . پس جمّ غفيرى از اعلام و امراء عرفاء و اهل خبرهء كشمير عصر به عصر از آن زمان إلى حين متّحد الكلمه‌اند كه حاكم مذكور از بس‌كه عارف و واقف احكام شرعيه بوده ، خمس و زكاتى برآورده ، علماء عصرش تقسيم آن ذمّه نگرفتند ، و به جواب او گفتند : چون‌كه احوال اين سادات ما نمىدانيم برائت ذمّه مشكل است ، لهذا نوّاب مزبور در فحص احوال سادات وارده كشمير برآمد . پس يك طايفهء مظنون الصدق غير متّهم بودند ، آنها ادّعاى سيادت خود كرده ، و بر ثبوت دعواى خود شهود بلد موطنى خود ، و بيّنه از قسم سندات سلاطينى و كاغذات اعلام ربّانى ملكى خود ، و شجرات خود به مواهير علما و اهل خبرهء بلادى مولدى خود پيش نمودند ، مظنّه به نوّاب مرحوم و علماء عصر او حاصل شده به آنها ، بلا درنگ تصديق به سيادت فرموده ، نذور خاصّه و اخماس شرعيه از آن زمان عصر به عصر إلى حين به آن طايفه مختص داده مىروند ، و اينها از آن زمان عصر به عصر بلا نكير و لا معارض در كشمير إلى حين در عامّة البلوى به صحاح الأنساب مشهور مىباشند . پس من جملهء همهء آنها اين سه قبيله فقط باقىاند : جلاليه ، و موسويه تپلىپوره و باغبان‌پوره ، و رضويه قمّيه از دو شخص معروف به سادات احمدپوره ، و ريشىپوره ، و باره‌موله ، و هايه‌گامه ، و خان‌مله‌پوره ، از نوّاب صفدر خان إلى حين در كشمير موجود بلا معارض و لا نكير مىباشند ، و اينها اشجار اوطان اصلى قديمى خود و اشجار جديده هم از بلاد مولدى خود مرّهء ثانيه نيز تجديد نموده إلى حين موجود دارند .